تبليغاتX
سوده

سوده

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 16:28  توسط سوده  | 


می‌دانم که ایمان داری
عشقی مثل عشق ما هرگز به جدایی نخواهد کشید
تو از فرو ریختن خیلی می‌ترسی
پس دستت را خواهم گرفت
و به بهترین شکلی که می‌توانم دوستت خواهم داشت
و همین توقع را از تو هم دارم
به من قولِ همیشه نده
به من قولِ خورشید و آسمان نده
وانمود نکن که مطمئنی هرگز مرا به گریه نخواهی انداخت
فقط بغلم کن
 و قول بده که سعی خواهی کرد
گرچه از احساس خودم مطمئنم
و مطمئنم که هرگز عشقی تا این حد حقیقی و تا این حد غیرواقعی نبوده است
اما خودم هم کمی نگرانم
اما اگر تو روز به روز دوستم داشته باشی
صادقانه و با کمی ایمان
عزیزم زمانه از ما قصه خواهد گفت

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 11:39  توسط سوده  | 


تو شدی مهمون من،مهمون قلبم

از صدات زمزمه عشق رو شناختم

تو به من قشنگترین لحظه رو دادی

من واست قشنگترین قصه رو گفتم

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 0:8  توسط سوده  | 

+ نوشته شده در  شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 19:44  توسط سوده  | 

+ نوشته شده در  شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 17:31  توسط سوده  | 


من به تو می اندیشم

و تو به آن سوی خیال

 من به فردا می نگرم

و تو به رویای وصال

 و چه خوب و چه گرم

که من و تو هستیم

 که من و تو باشیم

که همه رویاها باشد

 و در آن روز که اندیشه من

پر از ما شدن است

 تو به من می اندیشی

و من به آن سوی خیالت

+ نوشته شده در  شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 12:25  توسط سوده  | 

 

Free Image Hosting by EasyPics.us  Free Image Hosting by FreeImageHosting.net

 Free Image Hosting by EasyPics.us Free Image Hosting by FreeImageHosting.net

+ نوشته شده در  جمعه سوم خرداد 1387ساعت 17:18  توسط سوده  | 

بی تو مهتاب شبی با از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم
+ نوشته شده در  جمعه سوم خرداد 1387ساعت 17:17  توسط سوده  |