پ.ن: من با دکتر الف دقیقا یک روز و یک ماه و با یکسال اختلاف به دنیا آمده ایم !!
نمیدانم کسی که این متن را بخواند متوجه انرژی مثبت آن خواهد شد ؟؟؟
۱۹ فروردین ۹۱... همان روزی که من و دوستم رفته بودیم سایت و دنبال موضوع برای پایان نامه بودیم. بعد از کلاس دکتر ط. بعد از امتحان ها ندیده بودمت. خدای من یکباره تو آمدی. از دورترین نقطه دنیا ... مازندران... مگر نه اینکه درس هایت تمام شده بود؟ دو شب قبلش چت می کردیم و میگفتی کارهایت تمام شده... اما باید شک می کردم چون مدام ساعت کلاسم را می پرسیدی. تو نشستی چند ردیف جلو تر. همان جایی که قسمت آقایان است . پاهایم می لرزید. دوستم حرف می زد اما نمی فهمیدم چه می گوید. همش توی دلم می گفتم کاش متوجه لرزش پاهایم نشود. و نشد... همانطور که تو گفتی این دو سال متوجه نشده بودی من دوستت دارم... همیشه آرام بودم. به قول تو مثل زن های متاهل !!! آن روز وقتی از نزدیک دیدمت برای اولین بار ، چون پرده ها بین ما افتاده بود و همه راز هایمان را (در طی همان دو ماه که ندیده بودمت و چت میکردیم...) گفته بودیم به هم ، صورتت سرخ شد و هیجان زده بودی... همان هیجانی که من اولین بار دیدمت و قلبم تند تند تپید و نمیفهیمدم این چه مفهومی دارد. دلم برای دیدنت خیلی تنگ شده. کاش به جای داشتن عکست فقط یک روز دیگر می شد واقعی ببینمت...
1سال و 14روز از آخرین دیدارت میگذرد. تو اکنون زیباترین پدر دنیا شده ای...
هر جلسه سعی میکنم پیشنهادات و انتقادها را بشنوم و جلسه بعد ورژن اصلاح شده ام به کلاس میرود
سه چیز را با احتیاط بردار : قدم, قلم, قسم
سه چیز را پاک نگهدار: جسم, لباس, خیال
از سه چیز خود را نگهدار: افسوس, فریاد, نفرین کردن
سه چیزرا بکار بگیر : عقل, همت, صبر
اما سه چیز را آلوده نکن : قلب, زبان, چشم
۲۰ مقاله دارم که باید ترجمه کنم. آن هم برای نوشتن یک مقاله مروری که برای بار اول است مینویسم. جای خنده دار موضوع این است که من نمیدانم کارم درست است یا اشتباه ؟ یک موضوع هم که چند ماه پیش به ذهنم رسیده بود را توی نت سرچ میکنم ... اصلا درباره ش حتی مقاله خارجی هم نیست . یعنی تا این حد فکر هایم بکر است ؟ به این نتیجه می رسم که باید به استاد الف این موضوع را ایمیل کنم و درباره اش بپرسم. به هر حال دکتر است وخیلی بهتر از من اطلاع دارد.
پ.ن۱:نمیدانم چرا امسال عید احساس میکنم خیلی عید شده است !!
پ. ن۲: سال نو مبارک. انشاله همگی به آرزو های خوبمان برسیم.
پ. ن۳: امسال به امید خدا قصد دارم ۱)چند مقاله بنویسم ۲)دوست دارم مطالب پزشکی را به رشته ام مرتبط کنم ! نمیدانم آیا میشود اصلا ؟ فقط در حد آرزو است فعلا ۳) میخواهم برای دکترا نیز بخوانم:)
پ.ن: خدا کند راهی برای دریافت مقاله از ساینس پیدا کنم به شدت به مقاله هایش نیاز دارم:(((